على اصغر شميم
46
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
غارت كرمان جمعى از زنان و اطفال اعاظم بلد به دست سپاهيان افتاده با خويش بردند . مىتوان گفت كه آغا محمد خان در لشكر زندگى مىكرد ، زيرا كه يا در كارزار يا در اوقات شكار كه على الاتصال مشغول بود ، لشكريانش بر دور او بودند و در جميع اوقات معلوم بود كه اعتنايى به تجمل و احتشام سلطنت ندارد . بهجز در اعياد و اوقات مرسومه هميشه لباس ساده و بىتكلف مىپوشيد و در اسفار و ايام شكار غالبا بر زمين نشسته با امراى لشكر هرچه دستياب مىشد صرف مىكرد . مسموع افتاد كه روزى به همين نهج نان و دوغ مىخورد يكى از وزراى معتبر نزديك وى نشسته بود ، خواست مشاركت كند آغا محمد خان مانع شده گفت اين غذاى سپاهيان است ، مثل تو ميرزا بايد پلو و حلويات بخورد . بعد از اين نبايد در حضور من به اينگونه غذا درستدرازى كنى » . « تجار در كنف حمايت وى از آفات مصون بودند و در اواخر سلطنت امور تجارت از هر طرف روى به ترقى نهاد . اهالى ملك به حكم نصفت و قطاع الطريق از بيم سياست او بر جادهى صواب و منهاج استقامت مىرفتند و حمايت اهل زراعت و فلاحت را فقط نام وى كفايت بود . در اواخر عمر حرص مال بر مزاجش بهطورى غلبه داشت كه نمىتوان باور كرد . نوشتهاند وقتى به جهت خطايى جزئى ، حكم كرد گوش مرد فقيرى را ببرند و بعد شنيد كه بيچاره با ميرغضب مىگفت كه اگر همه گوشش را نبرد چند قرانى به او خواهد داد . آغا محمد خان وى را طلبيده با او گفت اگر وجه را مضاعف كنى و به خود من دهى تو را مىبخشم . بيچاره دهقان دانست كه وى مزاح مىكند و او را بخشيده است بر خاك افتاده پس از اداى شكرانه روانه شد . ليكن هنوز قدم برنداشته بود كه عوانان شاهى به او فهمانيدند كه سلامت گوشش موقوف به اداى مبلغ است . « بالجمله از اين قبيل حكايات بسيار از وى نقل شده است . احتمال هم دارد كه اغراق باشد در هر صورت اعم از اينكه صدق باشد يا كذب . وجود اين قسم حكايتها در افواه خود دليلى است بر اينكه حرص زيادى به جمع مال داشته است ولى با اينكه خصائل سنيه و رذايل دنيه در نهاد وى جمع بود ، در عهد سلطنت وى ايران آرام و پادشاهى در خانوادهى وى قوام يافت » . از ميان صفات اخلاقى كه به آغا محمد خان نسبت داده شده آنچه مسلم است بىرحمى و سختكشى و قساوت قلب اوست كه در تمام دورهى زمامدارى اساس اقدامات و مشى سياسى وى بوده و به سبب همين خشونت طبع و خونسردى و بىرحمى به ايجاد حكومت واحد در كشورى كه حكام و رؤساى آن عادت به حكومت ملوك الطوايفى داشتند ، نائل آمده است . وى حتى براى بر طرف كردن مدعيان سلطنت و استقرار و تحكيم پايهى نفوذ جانشين خويش ( بابا خان ) از قتل برادران و بنى اعمام خود نيز احتراز نكرد و روىهمرفته از كسانى بود كه اعمال و اقدامات وى برحسب مقتضيات آن زمان و پيشآمدها و حوادث مساعد به نتيجهاى